تبليغاتX
تپش قلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط sevda |
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: 
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ 
چرا لبخندهایت آنقدر بی رنگ است؟ 
اما افسوس... 
هیچ کس نبود. همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره. 
آری با تو هستم... 
با تویی که از کنارم گذشتی...

 و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است؟!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط sevda |

اگه یه روزی بهت گفتن صد نفردوستت دارن

 

بدون اولیش منم.

 

اگه گفتن ده نفر دوستت دارن

 

بازم اولیش منم.

 

ولی اگه گفتن هیچ کس دوستت نداره

 

بدون من مردم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط sevda |

   چه زخمهایی

                                             بر دلم خورد ......

                                             تا یاد گرفتم :

                                             که هیچ نوازشی

                                             ........ بی درد نیست .......

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 توسط sevda |

شبی گفتم به دلتنگی

که از جانم چه می خواهی؟

نوشت با خط غم خود

به دردت می خورم گاهی

تو بر من می نهی آتش…

که درد خود کنی تسکین

منه بیچاره میسوزم...

تو از حالم چی میدانی؟

 

سودا نوشت : امروز تکدونه های برف وقتی میامد خیلی دوست داشتم قدم بزنم ولی نشد

دلم گرفته امشب واقعا  احساسم درد میکنه حتی نوک انگشتام اصلا حس تایپ ندارم

دلم اغوش بی دغدغه میخواد.....

جا برای من گنجشـــــــک زیاد است اما

به درختان خیابـــــــــان تو عــــادت کردم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |

زرد است که لبریز حقایق شده است

 

تلخ است که با درد موافق شده است

 

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

 

پاییز بهاریست که عاشق شده است.

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |
گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


 

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."


 

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


 

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |

دل شكسته

وقتی که خدا در دلهای شکسته جای دارد...

 

چرا به دستان کسی که بارها دلم را شکست بوسه نزنم؟؟؟!!

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |

هیچ کس بامن دراین دنیا نبود

 

هیچ کس مانندمن تنها نبود

 

هیچ کس دردی زدردم برنداشت

 

بلکه دردی نیزبردردم گذاشت

 

هیچ کس فکرمراباورنکرد

 

خطی ازشعرمراازبرنکرد

 

هیچ کس معنای آزادی نگفت

 

دروجودم ردپایم رانجست

 

هیچ کس آن یاردلخواهم نشد

 

هیچ کس دمسازوهمراهم نشد

 

هیچ کس جزمن چنین مجنون نبود

 

درکلاس عاشقی دلخون نبود

 

هیچ دردی رانکردازمن دوا

 

جزخدای من!خدای من؟خدا

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |

 

وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست

 

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست

 

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

 

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

 

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

 

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |

آموزش تزئین شمع سفره هفت سین سال 1391


دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم

 

روشنی بخشم به جمعی وخودم تنها بسوزم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط sevda |



می‌روم ، اما نمی‌پرسم ز خویش

 

 

ره کجا ؟ منزل کجا ؟ مقصود چیست ؟ 

 

 

بوسه می‌بخشم  ولی خود غافلم 

 

 

کاین دل دیوانه را معبود کیست . . . ؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط sevda |

آنها که اسیر عشق دلدارانند . ......از دست فلک همیشه خونبارانند...... هرگز نشود بخت بد از عشق جدا... .. بدبختی و عاشقی مگر یارانند

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط sevda |
marg (3).jpg
بازيچه دست يار بودن عشق است/ در پنجه غم شكار بودن عشق است /در محكمه اي كه يار باشد قاضي/ محكوم طناب دار بودن عشق است
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط sevda |
آنقدر
فریادهایم را
سکوت کرده ام
که اگر به چشمانم بنگرید
کر می شوید.…

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 توسط sevda |

شک کرده بـودم کسی بین ماست ! حالا یقین دارم "مـ...ــن" بین دو نفر بودم !

چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!

مخاطب خاص

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود