چشم هایم بارانیست....
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می
پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر بی رنگ است؟
اما افسوس...
هیچ کس نبود. همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره.
آری با تو هستم...
با تویی که از کنارم گذشتی...
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر بی رنگ است؟
اما افسوس...
هیچ کس نبود. همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره.
آری با تو هستم...
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم
نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است؟!![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22:10 توسط sevda
|
در کنار خطوط سیم پیام