بگذار بمیرم...
بگذار بميرم، پيش از اينكه نگاههايمان با هم غريبه شوند.
پيش از اينكه دستهايمان از گرماي عشق بگريزند.
پيش از اينكه چشمانمان ماندهي جادهاي انتظار شوند.
پيش از اينكه در بي تو بودن لحظههايم نيست شوم.
بگذار پيش از اينها بميرم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰ ساعت 22:4 توسط sevda
|
در کنار خطوط سیم پیام