آغاز شام  تار و  عذاب   همیشه  گی

تحلیل  دل حساب و کتاب همیشه  گی

یک  روز پر مخاطره  با انتظار محض

مشقی است بهر دل به حساب همیشه گی

چشم انتظار یار نشستن غنیمتی است

تا انتظار دیدن خواب همیشه گی

این انتظار هم به سرانجام می رسد

با یک سلام خشک وشتاب همیشه گی

گرمای اشک را به تماشا نشسته ای

خاموش وسرد پشت نقاب همیشه گی

امروز هم گذشت بسان گذشته ها

با موج التماس وجواب همیشه گی

ناگفته ها دوباره تلنبار می شوند

با نقشه های نقش بر آب همیشه گی

شش سال می شود که نروئیده بر لبم

احساس سبز وخنده ناب همیشه گی

نفرین به عشق پاک که زائیده ای نداشت

جز رنج بی حساب وعذاب همیشه گی