دل تنگی...
دراین شبهای دل تنگی که غم با من هم آغوشه
بجز اندوه و تنهایی کسی با من نمی جوشه
کسی حالم نمی پرسه کسی دردم نمی دونه
نه هم دردآوایی با من یک دل نمی خونه
از این سرگشتگی بیزارم وبیزار
ولی راه فراری نیست از این دیوار
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:8 توسط sevda
|
در کنار خطوط سیم پیام