دوست دارم شمع باشم تاکه خودتنها بسوزم

برسربالینت امشب ازغم فردابسوزم

دوست دارم ماه باشم تاسحربیدارباشم

تاچون شمع برسرراهت دراین صحرابسوزم

دوست دارم اشک ریزم تامگرازاشک چشمم

توشوی سیراب ومن خودجای آن لب ها بمیرم