من و تو ...
من و تو تا نفس باشد من و تو
من و تو در قفس باشد من و تو
من و تو حرفمان حرف هوس نیست
من و تو از هوس باشد من و تو
من و تو نیمه ای از روحمان کم
" دو تنها و دو سرگردان " عالم
غریبی . بیشتر از اینکه یک عمر
من و تو زندگی کردیم بی هم!
من و تو بی قرار بی قراری
برای هم دو عکس یادگاری
تمام روز بی تابیم و بی خواب
به امید شب و شب زنده داری
من و تو خار چشم سرنوشتیم
که این خط را از او خوشتر نوشتیم
جهنم جای سرافکندگان است
من و تو سربداران بهشتیم
من و تو این هجا را می شناسیم
زبان واژه ها را می شناسیم
سکوت از جنس فریاد است اینجا
چه خوب این هم صدا را می شناسیم
محمد علي بهمني
+ نوشته شده در شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:23 توسط sevda
|
در کنار خطوط سیم پیام