دور نشو...
از جلوی چشمانم دور نشو
اگر که جدا شوی
شراره های آتش دلتنگیم برافروخته خواهند شد
و من در شعله های خویش خواهم سوخت و از بین خواهم رفت
پیش از تو
من همچون کولی آواره ای در روزگار سرگردانی ها پرسه می زدم
و بعد از تو تنها چیزی که در حال به دست آورن آن هستم رنج و غم جدایی ناشی از دوری توست
خیلی دوستت دارم
و به خاطر عشقت
آنچنان شکیبایی از خود نشان می دهم که غیر قابل بیان است
تنها برای من طلوع کن
از پیش چشمانم نرو
در کنار من بمان
ای عشق من , من را از پیش خود نران
و نه نه نه
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 19:6 توسط sevda
|
در کنار خطوط سیم پیام